آرمان مهدویت

آموزه مهدویت:

مسئله مهدويت از جمله آموزه هايي است كه در آن صريحاً به اهداف انسان شناسانه اشاره شده است، به طوري كه  در اعتقاد اسلامي، حكومت مهدوي پايانه و تجلي آخرين فرصت اديان (بقية الله) تلقي شده است، در واقع نهالي كه حضرت آدم علیه السلام آن را كاشت و يك صد و بيست و چهار هزار پيامبر آن را آبياري نمودند، در حكومت مهدوي به بار مي نشيند. در سخن پيشوايان دين آمده است، خوشا به حال آنان كه اين زمان را درك كنند و اگر ما هم آن زمان را درك مي كرديم، در ياري امام مهدي علیه السلام مي كوشيديم. در حقيقت اين گونه رغبت و شوق از جانب پيشوايان دين بدین جهت بوده كه چشم انداز آرماني همه انبياء و امامان در حكومت مهدوي تحقق مي يابد و از اين دوره است كه تكامل بشري شتاب مي يابد و افراد بر خلاف عصر پيش از ظهور از زمان تحقق اين دوره تا انتهاي تاريخ مي توانند با كمترين كوشش و هزينه به رشد و كمال دست يابند، بنابراين بديهي است كه تمامي اديان، رسولان و امامان نسبت به اين عصر و اين حكومت احساس خوبي داشته باشند و از آن به نيكي ياد كنند.

imagesca8z4efx.jpg

انسان عصر مهدوي بر اساس شفقت بر هم نوعان و احسان به خلق فراتر از قوانين اجتماعي به وحدت انساني با هم نوعان مي رسد و همه را از جنس خود مي بيند و منافع ديگران را همچون منافع خويش خواهد پنداشت و از منافعشان حمايت خواهد نمود.

مهدویت در آیین یهود

باور و اعتقاد یهودیان نسبت به رجعت امام مهدی (عج) چیست؟
imagescak2tjjn.jpg
پاسخ اجمالی:

یهودیان نیز مانند اغلب اقوام و مذاهب، به طور قطع، به آمدن یک منجی در آخر الزمان اعتقاد دارند. در کتاب تورات کنونی بشارات زیادی از آمدن و ظهور مصلحی جهانی، آمده است. در زبور داود تحت عنوان "مزامیر" در لابلای کتب "عهد عتیق"، نوید های به بیان های گوناگون درباره ظهور منجی آمده است. جالب این که مطالبی که قرآن کریم درباره ظهور حضرت مهدی (عج) از زبور نقل کرده است، عیناً در زبور فعلی موجود است و از دستبرد تحریف و تفسیر مصون مانده است. همان طور که در ذیل می آید؛ به اسم حضرت حجت (ع) به طور مستقیم اشاره نشده است، اما نشانه هایی وجود دارد که شاید بتوان آنها را به ایشان تطبیق کرد.

مهدی باورو مهدی یاور باشیم.

منبع: اسلام کوئست.

چهار عمل و چهار خیر

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در حدیثی زیبا چهار عملی که موجب چهار خیر بزرگ می‌شود را بیان فرموده‌اند.

رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: 

هر كس به چهار چیز الهام شود(عمل کند):

۱. راستگويى در گفتار.

۲. انصاف در رفتار.

 ۳. نيكى به والدين.

 ۴. صله رحم.

 در نتیجه:

الف: اجلش به تأخير می‌افتد.

ب: روزيش زياد می‌گردد.

ج: از عقلش بهره‌مند می‌شود.

د: هنگام سئوال [مأموران الهى] پاسخ لازم به او تلقين می‌گردد.

مَن اُلهِمَ:۱. الصِّدقَ فى كَلامِهِ ۲. وَ النصافَ مِن نَفسِهِ  ۳. وَ بِرَّ والِدَيهِ ۴. وَ وَصلَ رَحِمِهِ

الف:اُنسِى‏ءَ لَهُ فى اَجَلُهُ ب:وَ وُسِّعَ عَلَيهِ فى رِزقِهِ ج:وَ مُتِّعَ بِعَقلِهِ د:وَ لُـقِّنَ حُجَّتَهُ وَقتَ مُساءَلَتِهِ؛

منبع: «اعلام الدين،صفحه 265»

 

imagescaotp7sz.jpg

 

پس مراقب خود باشیم رفتاری نبوی و علوی داشته باشیم. مواظب بر چهار عمل نجات بخش باشیم که فردا دیر است و ........ التماس دعای خیر.

آیا شما هم شایسته اهانت هستید!!!

 

خود را مواخذه و سرزنش نکنید!!!!!؟؟؟

 images.jpg

رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمود: هشـت نفرند كه اگر مورد اهـانت قرار گرفتند فقط خودشان را  سرزنش كنند نه دیگران.


1 ـ كسى كه به مهمانى و سفره‏‌اى رود كه دعوت نشده است.


2 ـ مهمانى كه به صاحب خانه دستور دهد.


3 ـ كسى كه از دشمنانش خیر و نیكى بطلبد.


4 ـ كسى كه از فرومایگان انتظار فضل و نیكى داشته باشد.


5 ـ كسى كه در یك كار سرّى میان دو نفر وارد شود كه او را وارد آن راز نكرده‌‏اند.


6 ـ كسى كه حكومت را سبك بشمارد.


7 ـ كسى كه جایى نشیند كه شایسته آنجا نیست.


8 ـ كسى كه سخن خود را به كسى بگوید كه از او حرف شنوى ندارد.

متن حدیث:
قـالَ النّبِیّ صلی الله علیه و آله: ثَمانِیةٌ اِنْ اُهینُوا فَلا یَلُومُوا اِلاّ اَنْفُسَهُمْ:
1. اَلذّاهِبُ اِلى مائِدَةٍ لَمْ یُدْعَ اِلَیْها،
2. وَ الْمُتأمِّرُ عَلى رَبِّ الْبَیْتِ،
3. وَطالِبُ الْخَیْرِ مِنْ اَعْدائِهِ،
4. وَ طالِبُ الْفَضْلِ مِنَ اللِّئامِ،
5. وَ الدّاخِلُ بَیْنَ اَثْنِیْنِ فى سرٍّ لَمْ یُدْخِلاهُ فیهِ،
6. وَالْمُسْتَخِفُّ بِالسُّلطانِ،
7. وَالجالِسُ فى مَجْلِسٍ لَیْسَ لَهُ بِاَهْلٍ
8. وَالْمُقْبِلُ بِالْحَدیثِ عَلى مَنْ لایَسْمَعُ مِنْهُ.[1]

[1] . شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، جلد2،صفحه355.

 پس من و شمای عاقل عاقلانه بیندیشیم و عالمانه بکار بندیم.

سلام بر حسین (ع)

صفاتي كه از ابا عبدالله در روز عاشورا ظهور كرد عبارت بود از :

1- شجاعت بدني .

2- قوت قلب و شجاعت روحي .

3- ايمان كامل به خدا و پيغمبر و اسلام .

4- صبر و تحمل عجيب .

5- رضا و تسليم .

افسران - سلام علی ساکن کربلا ... پر میزنه دلم تا گنبد طلا ...

6- حفظ تعادل و هيجان بيجانكردن و يك سخن سبك نگفتن نه خودش و نه اصحابش .

7- كرم و بزرگواري و گذشت .

8- فداكاري و فدا دادن .

منبع:حماسه حسيني ج 3

پرش زیرکانه و ظریفانه

 

سلام

 

 

 

 

لطفا برداشت خود را

 

از این تصویر بیان فرمایید

 

عید غدیر خم

 

سلام

 

 

 

عاشقان

 

 

غدیر

 

 

عیدتان

 

 

مبارک

 

 

باد مبارکباد

 

سبک زندگی امام باقر علیه السلام

خوب است نگاهی به زندگی و شیوه زیست امام باقر علیه السلام همام بیندازیم تا بتوانیم سرلوحه ای برای زندگی خود داشته باشیم.

چگونه صرف‌جویی می‌کرد؟

اگر نگویم رتبه اول اما جزو کشورهایی هستیم كه رکوردار بریز ‌و ‌بپاش در غذا و خوراکی‌ها هستند. کافی است به آمار و ارقامی که مسئولان از جمع‌آوری نان خشک در هر ماه می‌دهند توجه کنید تا حساب کار دستان بیاید که چقدر مواد غذایی در روز دور ریخته می‌شود.

محمد بن وليد، يكى از دوستان و اصحاب امام محمد باقر(ع) تعریف کرده:«روزی مشغول غذا خوردن بودم. مولايم امام باقر تشريف آورد و من به احترام حضرت از جا بر‌خاستم و ايستادم. حضرت فرمود: «سر سفره حركت نكن! بنشين و غذايت را بخور». به همين جهت نشستم و غذايم را خوردم. پس از آن غلام مشغول جمع‌آورى ريزه‌هاى غذا شد كه اطراف ظرف غذا ريخته شده بود. حضرت فرمود: «چنانچه در بيابان غذا خوردى، اضافات آن را جمع نكن و آنها را در گوشه‌اى رها كن تا مورد استفاده جانوران و حيوانات قرار گيرد ولى اگر در منزل غذا خوردى، آنچه را كه اطراف سفره يا اطراف ظرف غذا مى‌ريزد جمع كن و تناول نما، چون رضايت خداوند متعال در چنين كارى است؛ و نيز سبب توسعه روزى و مانع از فقر و بيچارگى مى‌شود. همچنين شفاى هر دردى در آن ريزه‌هاى غذا خواهد بود».

به همسر احترام می‌گذاشت؟

هستند زاهدنمایانی که تقوا را در انزوا و کسالت می‌بینند و با ترک شئون زندگی و رفتارهای اجتماعی، درصدد راهیابی به مقامات معنوی هستند. این افراد رعایت حقوق و نیازهای طبیعی همسر خود را دنیاگرایی می‌دانند و خلاف مسیر فطرت و طبیعت و نظام هستی گام برمی‌دارند. درواقع آنها واقعیات حیات را نادیده گرفته‌اند و به جای پیروی از وحی، تشخیص‌های نادرست خود را ملاک حق قرار داده‌اند.

روایت است روزی گروهی از مردم به حضور امام باقر(ع) رسیدند. آن حضرت «خضاب‎کرده» از حاضران استقبال کرد و باعث تعجب حاضران شد. امام فرمودند: «چون زنان از آراستگی شوهر خود شادمان می‌شوند، من نیز برای همسرم خضاب کرده و خود را آراسته‌ام».

چقدر کار می‌کرد؟

شاید بعضی افراد تصور می‌کنند لازمه زهد و تقوا، این است که خرقه‌ای پشمینه بر دوش بیندازند و گوشه خلوتی را انتخاب کنند تا به خدا نزدیک شوند. حتی معتقدند تلاش برای تامین معاش و کسب روزی، مخالف زهد و توکل است و وظیفه انسان فقط ذکر گفتن و پرداختن به نماز و روزه است و روزی از هر جا باشد، می‌رسد.

امام باقر(ع) در نهایت عبادت و بندگی خدا، اهل کار و تلاش بود و از اینکه دیگران روزی‌اش را تامین کنند و خرج زندگی او را بپردازند به‌شدت بیزار بود. محمد بن منکدر، از زاهدان معروف عصر امام باقر(ع) که گرایشات صوفیانه داشت، تعریف می‌کند: «در یکی از روزهای گرم تابستان از مدینه به سمت یکی از نواحی آن خارج شدم. ناگاه در آن هوای گرم، امام باقر را ملاقات کردم که با کمک دو نفر از خدمتکارانش، مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است. با خود گفتم بزرگی از بزرگان شهر، در این هواي گرم و با چنین وضعیت جسمی به فکر دنیاست! باید پیش بروم و او را موعظه کنم. به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم. امام نفس‌زنان و عرق‌ریزان سلامم را پاسخ گفتند. فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم: خداوند به کارهایت سامان دهد. چرا بزرگی چون شما در چنین شرایطی به فکر دنیا و طلب مال باشد؟! به‌راستی اگر مرگ در چنین حالتی به‌سراغت بیاید، چه خواهی کرد؟ امام باقر‌(ع) دست از کار کشید و فرمود: به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به‌سراغم بياید، بحق در حالت اطاعت از خداوند به‌سراغم آمده. این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی‌نیاز می‌کنم». محمد بن منکدر همچنين می‌گوید: «پس از شنیدن این سخنان، به آن حضرت عرض کردم می‌خواستم شما را موعظه کنم اما شما مرا راهنمایی کردید».

چگونه در روابط اجتماعی صبر و حوصله به خرج می‌داد؟

همه ما بارها شاهد درگیری افرادی بوده‌ایم که به‌دلایل پیش‌ پا افتاده و نداشتن گذشت، چند ساعتی خودشان و مردم را سرکار می‌گذارند تا حرفشان را به کرسی بنشانند در حالی که شرط اصلی حضور سازنده و مفید در جامعه، برخورداری از صبر و شکیبایی است و این ویژگی به عالی‌ترین شکل آن در زندگی امام باقر(ع) مشهود است. برای نشان دادن این ویژگی ارزشمند در زندگی آن حضرت، نقل این روایت کافی است: «مردی نصرانی در یکی از روزها با امام باقر(ع) روبه‌رو شد. آن مرد به‌دلیلی نامشخص نسبت به آن حضرت کینه داشت؛ از این رو دهان به بدگویی گشود و امام را با نام دیگری که توهین‌آمیز بود خطاب کرد اما امام بدون اینکه عکس‌العمل شدیدی نشان بدهد، با آرامش خاصی فرمود: من باقرم. مرد نصرانی که از سخن قبل به مقصود نرسیده بود و احساس می‌کرد نتوانسته امام را به خشم وادارد، گفت: تو فرزند زنی آشپزی! امام فرمود: این حرفه او بوده و ننگ و عاری برای او نخواهد بود. مرد نصرانی، پا را فراتر گذاشته و با گستاخی هر چه تمام‌تر حرف‌های دیگری گفت. امام فرمود: اگر تو راست می‌گویی و مادرم آن‌گونه که تو توصیف می‌کنی، بوده پس از خدامی‌خواهم او را بیامرزد و اگر ادعاهای تو دروغ و بی‌اساس است، از خدا می‌خواهم تو را بیامرزد! مرد نصرانی که شاهد بردباری اعجاب‌انگیز امام باقر بود و مشاهده کرد که این شخصیت اصیل و پر‌نفوذ، به جای عکس‌العمل منفی و مقابله به‌مثل در برابر بد‌زبانی‌های او چون کوه صبر و شکیبایی، آرام و مطمئن ایستاده و با او سخن می‌گوید، از گفته‌های خود پشيمان شد، معذرت‌خواهی کرد و اسلام آورد».

با دوستان چگونه معاشرت می‌کرد؟

قدیمی‌ها می‌گویند اگر می‌خواهید کسی را بشناسید و میزان اعتماد به او را ارزیابی کنید؛ یا با او همسفر شوید، یا همسفره. اگر بخواهیم از این طریق امام محمد باقر(ع) را بشناسیم، از روایاتی که نقل شده متوجه خواهیم شد که اصحاب ایشان در هر دو مورد با این امام بزرگوار نشست و برخاست داشته‌اند و از وجود پربرکت ایشان به غیر از محبت و دوستی چیز دیگری ندیده‌اند.

یکی از دوستان امام باقر(ع) به نام ابی عبیده می‌گوید: «در سفر، رفیق و همراه امام باقر(ع) بودم. در طول سفر همیشه نخست من سوار بر مرکب می‌شدم و سپس ایشان با نهایت احترام و رعایت سوار می‌شد. زمانی که بر مرکب می‌نشستیم و در کنار یکدیگر قرار می‌گرفتیم، آنچنان با من گرم می‌گرفت و از حالم جویا می‌شد که گویی لحظاتی قبل در کنار هم نبوده‌ایم و دوستی را پس از روزگار دوری پیدا کرده. به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! شما در معاشرت و محبت به همراهان و رفیقان به‌گونه‌ای رفتار می‌کنید که از دیگران سراغ ندارم. به‌راستی اگر دیگران دست ‌کم در اولین برخورد و مواجهه، چنین برخورد خوشی با دوستانشان داشته باشند، ارزنده و قابل تقدیر خواهد بود. امام باقر(ع) فرمود: «آیا نمی‌دانی که مصافحه (نهادن دست محبت در دست دوستان و مومنان) چه ارزشی دارد؟ مومنان هر گاه با یکدیگر مصافحه کنند و دست دوستی بفشارند، گناهانشان همانند برگ‌های درخت فرومی‌ریزد و در منظر لطف خدایند تا از یکدیگر جدا شوند».

سلمی، از خدمتکاران خانه امام باقر(ع) هم نقل کرده: «برخی از دوستان و آشنایان امام باقر(ع) به میهمانی آن حضرت می‌آمدند و از نزد وی بیرون نمی‌شدند، مگر اینکه بهترین غذاها را تناول کرده و چه بسا گاهی لباس و پول از آن گرامی دریافت می‌کردند. گاهی من با امام در این خصوص سخن می‌گفتم که خرج خانواده شما سنگین است و درآمد و وضع متوسطی دارید؛ بنابراين بهتر است در پذیرایی از دوستان و ميهمانان با احتیاط بیشتری رفتار کنید! اما امام ‌فرمود: ای سلمی! نیکی دنیا، رسیدگی به برادران و دوستان و آشنایان است».

شهادت امام باقر علیه السلام

شهادت امام

 

 

 

باقر علیه السلام

 

تسلیت

 

 

 

زیارت گاه امام باقر علیه السلام

پیوند آسمانی گل و گلاب علی و زهرا علیهما السلام

عرق شرم و حیا بر پیشانی علی علیه السلام نقش بسته است.


این، بارِ اولی نیست که در محضر رسول خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله
زانو می‏زند؛ امّا این بار حاجتی دارد که شرم حضور و حیای
معصومانه‏ اش زبان سخن گفتنش را می‏بندد.


پشت چشم‏های روشنش آرزویی نشسته است.

پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله راز چشم‏های علی علیه ‏السلام
را می‏خواند.پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله می‏داند این چشم‏ها دریچه ‏ای
رو به بهشت دارند.


«لَعَلَّکَ جِئْتَ لِخُطبِ فاطِمَةَ؛

شاید به خواستگاری فاطمه آمده‏ ای؟»

آری.....


ای علی پیش از تو نیز مردان دیگری به خواستگاری فاطمه
علیهاالسلام آمده‏ اند؛امّا هیچ کدام از آن‏ها شایستگی همسری
فاطمه علیهاالسلام را نداشته ‏اند.


رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله نزد فاطمه علیهاالسلام می‏رود.

فاطمه علیهاالسلام ، علی علیه السلام را خوب می‏شناسد.


 

کمالات و فضایل علی علیه‏ السلام ، سابقه ‏اش در
اسلام، و نزدیکی برادرانه ‏اش با پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله
بر کسی پوشیده نیست. 
 
فاطمه علیهاالسلام سر به زیر می‏اندازد.

رسول خدا صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله منتظر پاسخ زهرا علیهاالسلام
است؛اما پاسخ او جز سکوت نیست؛ سکوتی از سر رضایت. 
 

پیامبر فریاد برمی‏آورد:
«اللّه اکبر! سُکُوْتَها اِقْرارُها»

جبرئیل بر پیامبر خدا صلی‏ الله ‏علیه ‏و‏آله نازل می‏شود.

او مأمور شده است فاطمه را به عقد علی علیه‏ السلام درآورد.

 فاطمه علیهاالسلام بهترین انتخاب خداست برای علی

و علی شایسته ‏ترین مردی است که مِدال همسری زهرا
علیهاالسلام را بر گردن می‏آویزد.

 
«لَوْ لَم یُخْلَقْ عَلِیُّ ما کانَ لِفاطِمَةَ کُفوٌ؛

اگر علی علیه ‏السلام خلق نشده بود برای فاطمه همسری نبود.»

 
علی علیه‏ السلام و فاطمه علیه االسلام با کوله‏ باری از کمال
و فضل و افتخار،دل به پیوندی می‏دهند که حاصل آن عصاره‏ های
ناب ایمان و انسانیّت می‏شود. 
 

 پایه‏ های خانه ای را بنا می‏کنند که مسیر آمد و رفت ملکوتیان
می‏شود. علی علیه ‏السلام و فاطمه علیهاالسلام رو به راهی
دارند که به آسمان ختم می‏شود.

 خانه کوچک علی علیه ‏السلام و فاطمه علیهاالسلام کهکشانی می‏شود

که یازده خورشید تابناک از مدار نورانی آن سر برمی‏آورند

و عالمی را در نور عظمت خود غرق می‏کنند.
 
 

پیوند علی علیه‏ السلام و فاطمه علیهاالسلام

عرش را مَسرور می‏کند و پایه‏ های دین خدا را استوار.